کارتون

قصه چوپان دروغگو

پسرك چوپان كه حوصله اش خیلی سر رفته بود تصمیم میگیره كه به دروغ به مردم روستا بگه كه گرگ به گله اش حمله كرده. اون به سمت روستا دوید و فریاد زد "گرگ، گرگ"اهالی روستا هم با عجله اومدن كه كمكش كنن، ولی دیدن گرگی در كار نیست. چوپان دروغگو چند بار دیگه اینكار رو تكرار كرد و كلی مردم رو سر كار گذاشت. تا اینكه یه روز واقعا گرگ حمله كرد ولی دیگه كسی حرف چوپان رو باور نكرد.

قصه چوپان دروغگو

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا